Thursday, March 11, 2010

نقدی بر کتابت بهار

نقدی بر کتابت بهار را در کانون ادبیات ایران این‌جا بخوانید
آقای گودرزی:
خوب دوستان نظرشان را گفتند. اولین چیزی که من می خواهم بگویم این است که نویسنده، نویسنده است. این حرف شاید این همان گویی باشد، ولی متن نشان می دهد که نویسنده بر شیوه های نوشتار مسلط است. حالا اگر جایی بحثی هم گفته می شود، تفاوت دیدگاه هاست. حالا چه من چه دوستان دیگر بگویند، حرفشان حقیقت قطعی یا واقعیت قطعی نیست.


Monday, March 08, 2010

کتاب ویران منتشر شد



کتاب ویران
مجموعه داستان
نوشته‌ی ابوتراب خسروی
نشر چشمه
2000نسخه
3500تومان

Thursday, November 26, 2009

كتابت بهار منتشر شد



كتابت بهار

(مجموعه داستان)
مهدي مرعشي
نشر ققنوس
1388
شابك: 2-824-311-964-978
1650 نسخه
2000 تومان


لینک خبر در ایلنا


لينك خبر در ايسنا


لینک خبر در ایبنا

لينك خبر در مهر

Thursday, August 20, 2009

به درک - شعری از پره‌ور



شعری از کتاب «درهم و برهم» ژاک پره‌ور با برگردان خودم




TANT PIS
Jacques Prévert



De: Fatras



Traduit en persan par moi!
Faites entrer le chien couvert de boue
Tant pis pour ceux qui n´aiment pas ni les chiens ni la boue
Faites entrer le chien entièrement Sali par la boue
Tant pis pour ceux qui n´aiment pas la boue
Qui ne comprennent pas
Qui ne savent pas le chien
Qui ne savent pas la boue
Faites entrer le chien
Et qu´il se secoue
On peut laver le chien
Et l´eau aussi on peut la laver
On ne peut pas laver ceux
Ceux qui disent qu´ils aiment les chiens
A condition que…
Le chien couvert de boue est propre
La boue est propre
L´eau est propre aussi quelquefois
Ceux qui disent à condition que…
Ceux-là ne sont pas propres
Absolument pas.




به درک
ژاک پره‌ور



بذارين اون سگ گِليه بياد تو
به درک که بعضيا نه از سگ خوششون مي‌آد نه از گِل
بذارين سگي که همه‌جاش گِلي شده بياد تو
به درک که بعضيا گِل رو دوست ندارن
همونايي که نمي‌فهمن
همونايي که سگ رو نمي‌شناسن
همونايي که گِل رو نمي‌شناسن
بذارين سگه بيادتو
و اون يارو دهن خودشو سرويس کنه
مي‌شه سگو شست
ومي‌شه آب رو هم شست
اما نمي‌شه اونايي رو شست
که مي‌گن سگ رو دوست دارن
به شرطي که...
سگي که گِليه پاکه
گِل پاکه
آب خيلی پاک‌تر از اونايي‌يه که مي‌گن به شرطي که...
اونا پاک نيستن
اصلا و ابدا

Tuesday, May 12, 2009

يكي بود، يكي نبود



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
قصه‌هاي 30 متن کهن فارسي به قلم 30 نويسنده‌ي معاصر با ‌عنوان «يكي بود، يكي نبود» با‌زآفريني مي‌شوند.
يوسف‌ عليخاني - دبير مجموعه‌ي «يكي بود، يكي نبود» - در ‌اين‌باره به خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: سي متن ادبيات كهن فارسي به قلم 30 نويسنده‌ي معاصر بستري براي باز‌خواني قصه‌هاي ديروز به زبان امروز شده است.
اين نويسنده تصريح كرد: انتظار مي‌رفت كه اين اثر براي نمايشگاه بيست‌ودوم كتاب تهران برسد كه به دليل گستردگي كار و توجه نويسندگان در ارائه‌ي كاري مطلوب عملا محقق نشد و به تعبيري، «يكي بود، يكي نبود» به نمايشگاه بيست‌ودوم كتاب تهران نرسيد.
او تصريح كرد: قصه‌هاي اين مجموعه از دل كتاب‌هاي «تاريخ بيهقي»، «قصص الانبياء»ابواسحاق نيشابوري، «مثنوي معنوي» و «فيه ما فيه» مولوي، «تذکرة الاولياء»، «الهي‌نامه»، «منطق‌الطير» و «اسرارنامه»ي عطار نيشابوري، «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني، «شاهنامه»ي فردوسي، «خسرو و شيرين»، «ليلي و مجنون»، «هفت پيکر»، «مخزن الاسرار» و «اسکندرنامه»ي نظامي گنجوي، «بوستان» و «گلستان» سعدي، «حديقة الحقيقه» سنايي و همچنين «کليله و دمنه»، «مرزبان‌نامه»، «قابوس‌نامه»، «جوامع‌الحکايات»، «هشت بهشت»، «سمک عيار»، «تفسير طبري»، «فرج بعد از شدت»، «آفرينش و تاريخ»، «كيمياي سعادت»، «قصه‌هاي شيخ اشراق» و حكايت‌هاي «ديوان پروين اعتصامي» به زباني امروزي بيرون آمده است.
نويسنده‌ي بخش قصه‌هاي «تذكرة ‌اولياء‌» اين مجموعه‌ي 30‌جلدي از ابوتراب خسروي، ناهيد طباطبايي، فريبا وفي، محبوبه ميرقديري، امين فقيري، محمدعلي آزاديخواه، سيامک گلشيري، حميدرضا نجفي، علي عبداللهي، محمد حسيني، فريدون حيدري ملک‌ميان، بهنام ناصح، سيدمحسن بني‌فاطمه، مريم حسينيان، محسن فرجي، ايرنا محي‌الدين بناب، محسن حکيم‌معاني، محمدرضا گودرزي، محمد ولي‌زاده، محمد مطلق، مهدي مرعشي، مرتضي کربلايي‌لو، بهناز عليپور گسکري، حسن لطفي، عليرضا روشن، آذردخت بهرامي و طلا نژادحسن به عنوان نويسندگان اين مجموعه‌ي 30جلدي ياد كرد.
عليخاني گفت: كار تأليف و باز‌آفريني اين آثار به انجام رسيده و مجموعه اكنون در مرحله‌ي تصويرسازي است كه كار تصوي‌سازي آن را گروه تصويرسازان به سرپرستي علي بخشي به عهده‌ دارند و انتظار مي‌رود طي چند ماه آينده روانه‌ي بازار کتاب شود.
او در توضيحي درباره‌ي چگونگي شكل‌گيري كار ياد‌آور شد: شرکت مطالعات و نشر کتاب پارسه درصدد برآمد براي زنده کردن متون کهن فارسي از زاويه‌اي متفاوت‌تر از طرح‌هاي مشابه که طي سال‌هاي گذشته به وسيله‌ي ناشران مختلف انجام گرفته است، به اين متون نزديک شود.
نويسنده‌ي «قدم‌بخير مادربزرگ من بود» افزود: ناشر با بنده تماس گرفت و از من خواست تا دبيري كار را به عهده بگيرم. اين مجموعه در آغاز قرار بود با عنوان «مجموعه‌ي بازآفريني قصه‌هاي متون کهن فارسي» تدوين و عرضه شود كه سرانجام به «يكي بود، يكي نبود» تغيير نام داد.
او متذكر شد: پس از تبادل نظر با دوستان در انتشارات کتاب پارسه به اين نتيجه رسيديم كه راويان معاصر ضمن وفاداري به متون کهن، به خلق اکنوني از آن متون و بازآفريني دوباره و امروزي و معاصر از قصه‌ها دست يابند.
به اعتقاد اين نويسنده، متون کهن فارسي پر از قصه‌هاي خواندني هستند که به دليل قرار گرفتن در هاله‌اي از وعظ، نصيحت و لغات دشوار گم شده‌اند.
نويسنده‌ي ‌«اژدها‌كشان» بازآفريني آن‌ قصه‌ها به زبان امروزي را به نوعي احيا كردن دوباره‌ي آن‌ها دانست و افزود: گويي قصه‌ها را از ميان متون کهن دوباره زنده کرده‌ايم.
انتهاي پيام
كد خبر: 8802-12758
لينك خبر: (+)

Saturday, April 18, 2009

امیر مهاجر




امير مهاجر را چند سالي‌ست می‌شناسم. واسطه‌ی آشنایی البته همین اینترنت و فضای مجازی بوده. از رمان "نان تلخ"اش خوشم مي‌آمد و داستان "راننده‌ها"ش هم این‌جاست+. چند باری هم قرار شده بود امیر مهاجر به ایران بیاید که نیامد و از قضا اسفند سال گذشته ای‌میلی گرفتم از او که می‌گفت در ایران است و شماره تلفنش را هم نوشته بود و من هم رعایت این‌که ساعت دوازده شب است نکردم و زنگ زدم و توفیق دیدار دست داد و لطف کرد و چند شب بعد آقای مهاجر به خانه‌ی ما آمد و میان غوغا و شیطنت بچه‌ها نشستیم و گپ زدیم. از داستان و از مهاجرت و از داستان مهاجرت. از برنامه‌هاش گفت که من می‌نویسم اگر عملی بشود عالی خواهد بود و مهم‌تر از آن از این پنجره گفتیم که اگرچه گردگرفته و اگرچه مات اما از نشستن در انفرادی بهتر است. همین‌جا بگویم امیرمهاجر عزیز قول داده پنجره‌ی بسته اش را که آن آخری‌ها دات‌کام هم شده بود باز کند ولو هرازگاهی با خط شعری پرش کند و حتی اگر ماهی برآید و از صاحبش خبری نباشد. این پست را هم به قصد یادآوری به آقای مهاجر عزیز نوشتم. من هنوز هم منتظرم آقای مهاجر و به امید دیدار.

Monday, February 23, 2009

نقد ديگري بر نفس تنگ

نقد ديگري بر نفس تنگ در روزنامه فرهنگ آشتي از محمود قلي پور - كاوه فولادي نسب

Tuesday, February 03, 2009

نقدی بر نفس‌تنگ

نقد غزاله معيري برمجموعه داستان نفس‌تنگ در روزنامه اعتماد

Saturday, January 24, 2009

باز هم نفس‌تنگ

+

Wednesday, January 14, 2009

نفس‌تنگ در فرهنگ آشتی


معرفی "نفس‌تنگ" در روزنامه‌ی فرهنگ آشتی